ترجمه "fejl" به فارسی

اشتباه, خطا, عدم موفقیت بهترین ترجمه های "fejl" به فارسی هستند.

fejl adjective noun adverb verb common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتباه

    noun

    Jeg troede snitsår var slemt, men jeg tog fejl.

    فکر میکردم برش کاغذ بدترین چیزـه ، ولی اشتباه میکردم.

  • خطا

    Der er ikke plads til fejl, så l må følge alle mine anvisninger.

    مه اصلاً احتمال خطا ندارن. پس شما بايد از دستورات من پيروي کنين.

  • عدم موفقیت

  • ترجمه های کمتر

    • كاستی
    • نقص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fejl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fejl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fejl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه