ترجمه "felt" به فارسی
میدان, دانش, رشته بهترین ترجمه های "felt" به فارسی هستند.
felt
noun
common
neuter
دستور زبان
-
میدان
nounHvis der er et kraftigere magnetisk felt, tiltrækkes nålen af det.
اگه میدان مغناطیسی قوی تری وجود داشته باشه سوزن به سمتش منحرف میشه
-
دانش
noun -
رشته
nounJamen, dette er en anden trend i feltet.
بله، این هم روند جدیدی هست در این رشته
-
ترجمه های کمتر
- زمینه
- علم
- علوم
- پیشخدمتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " felt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "felt" با ترجمه به فارسی
-
میدان الکتریکی
-
جعبه متن غنی
-
زمینه سفارشی
-
میدان الکترومغناطیسی
-
زمینه محاسبه
-
میدان الکترومغناطیسی
-
منطقه فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن