ترجمه "ferie" به فارسی
تعطیل, تعطیلات, روز تعطیل بهترین ترجمه های "ferie" به فارسی هستند.
ferie
noun
common
دستور زبان
-
تعطیل
noun -
تعطیلات
Tilskynd alle til at overveje hjælpepionertjeneste i deres næste ferie.
همه را تشویق کنید که در صورت امکان در تعطیلات بعدیشان، به خدمت پیشگام کمکی مشغول شوند.
-
روز تعطیل
noun -
مرخصی
nounferie er den vigtigste egenskab for enhver stræber.
من متوجه شدم که مرخصی مهم ترین چیز برای برای هر کارمند سخت کوشی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ferie
-
تعطیلات
Tilskynd alle til at overveje hjælpepionertjeneste i deres næste ferie.
همه را تشویق کنید که در صورت امکان در تعطیلات بعدیشان، به خدمت پیشگام کمکی مشغول شوند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن