ترجمه "ferie" به فارسی

تعطیل, تعطیلات, روز تعطیل بهترین ترجمه های "ferie" به فارسی هستند.

ferie noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعطیل

    noun
  • تعطیلات

    Tilskynd alle til at overveje hjælpepionertjeneste i deres næste ferie.

    همه را تشویق کنید که در صورت امکان در تعطیلات بعدیشان، به خدمت پیشگام کمکی مشغول شوند.

  • روز تعطیل

    noun
  • مرخصی

    noun

    ferie er den vigtigste egenskab for enhver stræber.

    من متوجه شدم که مرخصی مهم ترین چیز برای برای هر کارمند سخت کوشی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ferie
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعطیلات

    Tilskynd alle til at overveje hjælpepionertjeneste i deres næste ferie.

    همه را تشویق کنید که در صورت امکان در تعطیلات بعدیشان، به خدمت پیشگام کمکی مشغول شوند.

اضافه کردن

ترجمه های "ferie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه