ترجمه "fibromyalgi" به فارسی

فیبرومیالژیا ترجمه "fibromyalgi" به فارسی است.

fibromyalgi
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیبرومیالژیا

    Nogle år efter Louises fødsel fik jeg selv konstateret dissemineret sklerose og fibromyalgi.

    چند سال پس از تولّد لوئیز به اسکلروز چندگانه (ام اس) و فیبرومیالژیا مبتلا شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibromyalgi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fibromyalgi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه