ترجمه "figur" به فارسی

شکل, خط هندسی, شخصیت بهترین ترجمه های "figur" به فارسی هستند.

figur noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکل

    noun

    Han altid synes en romantisk figur for mig.

    هميشه برام به شکل يه شخص رمانتيک بود.

  • خط هندسی

    noun
  • شخصیت

    noun

    En mytisk figur tilbedt af munkene, som opdragede min bror.

    یه شخصیت اسطوره ای که توسط راهب هایی که برادرم رو بزرگ کردن پرستیده میشه

  • ترجمه های کمتر

    • شکل هندسی
    • طرح
    • نما
    • نمودار
    • پرسوناژ
    • کاراکتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "figur"

عباراتی شبیه به "figur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "figur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه