ترجمه "fjern" به فارسی

دور, dur, راه دور بهترین ترجمه های "fjern" به فارسی هستند.

fjern adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Hans profeti skulle få en større opfyldelse i en fjern fremtid.

    موضوعاتی که او پیشگویی کرد میبایست در آیندهٔ دور به نحوی شگرف و عظیمتر تحقق مییافت.

  • dur

  • راه دور

    Det fjerne system synes ikke at besvare din indstillingsanmodning. Kontakt din internetudbyder

    به‌ نظر نمی‌رسد سیستم ‌راه‌ دور به درخواست پیکربندی پاسخ‌ دهد. با فراهم‌کنندۀ خود تماس‌ بگیرید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fjern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fjern" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fjern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه