ترجمه "flamme" به فارسی
شعله ترجمه "flamme" به فارسی است.
flamme
verb
noun
common
دستور زبان
-
شعله
nounJeg nægter at være den fiasko, jarlen, der faldt faklen og lad flammen går ud.
من شکست رو نميپذيرم. نجيب زاده اي که مشعل رو انداخت و شعله بپا کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flamme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flamme" با ترجمه به فارسی
-
هری پاتر و جام آتش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن