ترجمه "fly" به فارسی

هواپیما, طیاره, هواپيما بهترین ترجمه های "fly" به فارسی هستند.

fly verb noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    Flyet blev forsinket på grund af dårligt vejr.

    هواپیما به خاطر هوای بد تاخیر ذاشت.

  • طیاره

    noun
  • هواپيما

    noun

    Vi må finde de resterende folk fra flyet.

    ببين ما بايد بقيه آدمايي رو که تو هواپيما بودن پيدا کنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • هَواپَيما
    • گریختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fly"

عباراتی شبیه به "fly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه