ترجمه "flygtning" به فارسی

آواره, پناهنده بهترین ترجمه های "flygtning" به فارسی هستند.

flygtning
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آواره

    16 Adams førstefødte søn, Kain, myrdede sin bror Abel og levede derefter som flygtning.

    ۱۶ قائن، پسر بزرگ آدم برادر خود هابیل را به قتل رساند و خود فراری و آواره شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flygtning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flygtning
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهنده

    noun

    Hun er ikke flygtning, og vi har flere fordringer på vores finansiering, end vi kan mødes.

    يه پناهنده نيست و ما کارهاي زيادي بايد با بودجه مون کنيم.

اضافه کردن

ترجمه های "flygtning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه