ترجمه "fond" به فارسی

بنیاد, گوشتابه بهترین ترجمه های "fond" به فارسی هستند.

fond noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنیاد

    noun

    selskabsform eller hensat kapital

    Jeg tror ikke at fonden gjorde det fordi de var uhyrlige.

    من فکر نمیکنم که بنیاد از سر خباثت این کار را کرد.

  • گوشتابه

    sky fra madlavning

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fond " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fond" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه