ترجمه "for" به فارسی
برای, برای اینکه, قبل بهترین ترجمه های "for" به فارسی هستند.
for
verb
noun
conjunction
adverb
adposition
neuter
دستور زبان
-
برای
adpositionI dag er det ikke usædvanlig for en kvinde at rejse alene.
امروزه برای یک زن تنها سفر کردن چیز عجیبی نیست.
-
برای اینکه
conjunctionFor at opnå det stadie, har vi virkelig brug for at opbygge efterspørgslen i de samfund på landjorden.
برای اینکه به آن مرحله برسیم، ما واقعا نیاز به ساختن درخواست هایمان در آن اجتماع ها هستیم.
-
قبل
adjectiveJeg skal bruge den vagthavendes logbog for november sidste år.
دفتر ثبت اسناد نگهباني براي نوامبر قبل رو ميخوام.
-
ترجمه های کمتر
- پیش
- خیلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " for " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "for"
عباراتی شبیه به "for" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه مختصات سماوی
-
صفحه اصلی پوشه
-
دوره زماني گير انداختن
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
به منظور · تا
-
فهرست جوایز اسکار بهترین فیلمهای پویانمایی
-
مرثیهای برای یک رؤیا
-
توانستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن