ترجمه "forbudt" به فارسی
ممنوع است, ممنوعه, ممنوع بهترین ترجمه های "forbudt" به فارسی هستند.
forbudt
verb
دستور زبان
-
ممنوع است
determinerAt ryge her er strengt forbudt.
استعمال دخانیات اینجا اکیداً ممنوع است.
-
ممنوعه
adjectiveJeg havde et andet navn, men det er forbudt at bruge.
قبلاً اسم دیگه ای داشتم ، ولی الان ممنوعه.
-
ممنوع
adjectiveAt ryge her er strengt forbudt.
استعمال دخانیات اینجا اکیداً ممنوع است.
-
ترجمه های کمتر
- ممنوع شده
- منع شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forbudt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forbudt" با ترجمه به فارسی
-
سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن