ترجمه "fordom" به فارسی

تعصب, تبعیض, تصدیق بلاتصور بهترین ترجمه های "fordom" به فارسی هستند.

fordom
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعصب

    noun

    Nogle gange bliver denne skjulte fordom høfligt formidlet.

    بعضی اوقات این تعصب پنهان خیلی شیرین منتقل میشود.

  • تبعیض

    noun

    Overalt i verden er hadets sædekorn blevet sået og vandet gennem uretfærdighed, fordom, nationalisme og religion.

    در سطح دنیا، بذر تنفر توسط بیعدالتی، تبعیض، ملیتگرایی و دین، کشت و آبیاری میشود.

  • تصدیق بلاتصور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خسارت وضرر
    • غرض ورزی
    • پیش داوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fordom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fordom
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشداوری

    Så jeg håber at fjerne den fordom for evigt med denne gruppe.

    این پیشداوری آن دسته را امیدوارم برای ابد از میان بردارم.

عباراتی شبیه به "fordom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fordom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه