ترجمه "forventning" به فارسی
انتظار, احتمال, بارداری بهترین ترجمه های "forventning" به فارسی هستند.
forventning
noun
common
دستور زبان
-
انتظار
nounPauser kan skabe forventning og give eftertryk og lade tilhørerne få tid til at tilegne sig stoffet.
مکث میتواند موجب انتظار و تأکید شود و برای جذب مطالب وقت به اندازهٔ کافی فراهم آورد.
-
احتمال
nounMens de gik, har de sikkert været i spændt forventning og talt om det forestående møde.
به احتمال زیاد در راه با هم در مورد دیدار با پولُس سخن میگفتند.
-
بارداری
noun
-
ترجمه های کمتر
- توقع
- پیش بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forventning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن