ترجمه "fotografering" به فارسی

عکاسی, عکسبرداری بهترین ترجمه های "fotografering" به فارسی هستند.

fotografering
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عکاسی

    noun

    John Herschel kortlagde stjernerne på den sydlige halvkugle, og var medopfinder til fotografering i sin fritid, .

    جان هرشل ستارههای نیمکره جنوبی را روی نقشه ترسیم کرد، و، دراوقات فراغتش، در اختراع عکاسی شریک شد.

  • عکسبرداری

    noun

    Han identificerede de principper der ligger til grund for moderne fotografering.

    او اصولی زیربنایی را تشخیص داد که عکسبرداری مدرن از آن نشأت میگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fotografering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fotografering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fotografering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه