ترجمه "fred" به فارسی
آشتی, صلح, آرامش بهترین ترجمه های "fred" به فارسی هستند.
fred
noun
common
w
دستور زبان
-
آشتی
nounRukia erkendte at hun måtte søge fred med sin bror.
روکیا متوجه شد که باید با برادر خود آشتی کند.
-
صلح
nounOm muligt, så vidt det står til jer, hold fred med alle mennesker.
اگر ممکن است به قدر قوّهٔ خود با جمیع خلق به صلح بکوشید.
-
آرامش
nounJeg vil bare begrave min kone i fred.
من فقط می خوام زنم رو در آرامش دفن کنم.
-
solh
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fred"
عباراتی شبیه به "fred" با ترجمه به فارسی
-
حریم خصوصی
-
میدان تیانآنمن
-
معاهده ورسای
-
فرد تامپسون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن