ترجمه "fri" به فارسی

خواستگاری, آزاد, رایگان بهترین ترجمه های "fri" به فارسی هستند.

fri adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواستگاری

    Kathy vidste, at han ville fri til hende, og hun kunne knapt skjule sin begejstring.

    کتی میدانست قصد دارد از او خواستگاری کند، و نمیتوانست هیجانش را کنترل کند.

  • آزاد

    adjective

    Jeg er fri i aften.

    امروز عصر آزاد خواهم بود.

  • رایگان

    adjective

    Der er fri adgang til møderne, og der indsamles ikke penge.

    شرکت در گردهماییهای ما رایگان است و در آن هیچ پولی جمعآوری نمیشود.

  • ترجمه های کمتر

    • رها
    • مجانی
    • مفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه