ترجمه "frihed" به فارسی

آزادی, آزادى, آزادی بهترین ترجمه های "frihed" به فارسی هستند.

frihed noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزادی

    noun

    Den tiltrækker dem hvis hjerte er sønderbrudt, de sørgende og de åndeligt fangne der længes efter frihed.

    محبت، شکستهدلان، سوگواران، و کسانی را که از نظر روحی اسیر هستند و آرزوی آزادی دارند، جذب میکند.

  • آزادى

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frihed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Frihed
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزادی

    noun

    En måned senere blev foredraget „Fascisme eller Frihed“ udsendt over mange radiostationer i USA.

    یک ماه بعد، یک شبکهٔ وسیع رادیویی در ایالات متحده سخنرانی «فاشیسم یا آزادی» را پخش کرد.

عباراتی شبیه به "frihed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frihed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه