ترجمه "frisk" به فارسی
تازه, هزات, اخیر بهترین ترجمه های "frisk" به فارسی هستند.
frisk
adjective
دستور زبان
-
تازه
adjectiveDerfor startede du med at jagte frisk blod.
واسه ی همین دنبال شکار خون تازه رفتی.
-
هزات
-
اخیر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- جدید
- نو
- یتیم
- خوشمزه
- گستاخ
- یتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frisk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frisk" با ترجمه به فارسی
-
هوای تازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن