ترجمه "frue" به فارسی
بانو, خانم, زن بهترین ترجمه های "frue" به فارسی هستند.
frue
noun
common
دستور زبان
-
بانو
nounSig til fruen, at jeg er ked af det.
به بانو بگو ، من متاسفم
-
خانم
nounFrue, vær så venlig at betjene dig selv.
خانم، لطفاً از خودتان پذیرائی کنید.
-
زن
nounJeg kan ikke tale om det, frue.
نميتونم درباره اش حرف بزنم بانوي من.
-
ترجمه های کمتر
- زوجه
- عیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن