ترجمه "fundament" به فارسی
فونداسیون, پی, پی بهترین ترجمه های "fundament" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Og her er så protocellerne der deponerer deres kalksten meget præcist rundt om Venedigs fundament, og herved forstener de det reelt. ↔ و اینجا پیشسلولها دارن آهکشون رو ذخیره میکنن به صورت خیلی خاص، دارن اون رو دور فونداسیونهای ونیز، به طور مؤثری میکوبند.
fundament
-
فونداسیون
-
پی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fundament " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fundament
-
پی
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "fundament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Og her er så protocellerne der deponerer deres kalksten meget præcist rundt om Venedigs fundament, og herved forstener de det reelt.
و اینجا پیشسلولها دارن آهکشون رو ذخیره میکنن به صورت خیلی خاص، دارن اون رو دور فونداسیونهای ونیز، به طور مؤثری میکوبند.
(Esajas 45:18) Desuden har Jehova „grundlagt jorden på dens fundamenter; den skal aldrig i evighed rokkes“.
( اِشَعْیا ۴۵:۱۸) به علاوه، یَهُوَه «زمین را بر اساسش استوار کرده، تا جنبش نخورد تا ابدالآباد.»
Man rejser ikke murene før man har støbt fundamentet.
هیچ معماری سعی نمیکند دیوارها را بنا کند بدون اینکه اول اساس را نهاده باشد.
Det kræver et fundament.
ثبات به پايه هاي قوي نياز داره ، جک.
Jeg havde allerede bygget fundamentet til det.
قبل اینکه بری ، پی خونه رو ساخته بودم ،