ترجمه "fx" به فارسی
براي مثال, برای مثال بهترین ترجمه های "fx" به فارسی هستند.
fx
abbreviation
دستور زبان
-
براي مثال
Han kan fx få det til at være 20 eller 30.000 små donationer, som kommer fra hele USA og Canada.
براي مثال يا ميتونه به صورت 20 يا سي هزارتا
-
برای مثال
Betragt fx den kærlighed, der motiverer vores missionærers tjeneste og ofre.
شاهد باشید، برای مثال، عشقی که انگیزۀ خدمت و فداکاری را در فرستادگان دینی بوجود میاورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fx " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن