ترجمه "gammel" به فارسی
باستانی, پیر, kohne بهترین ترجمه های "gammel" به فارسی هستند.
gammel
adjective
دستور زبان
-
باستانی
adjectiveDe visdomsord der hjalp hende, findes i en gammel bog der har et højaktuelt budskab til alle mennesker.
این سخنان حکیمانه را در کتابی باستانی یافته بود که برای مردم زمان حاضر پیامی مهم دارد.
-
پیر
adjectiveOg det skete, at han ikke fik nogen børn, førend han blev overordentlig gammel.
و چنین گذشت که او هیچ فرزندی نداشت حتّی زمانی که او بی اندازه پیر بود.
-
kohne
-
ترجمه های کمتر
- دیرین
- قدیمی
- کهن
- کهنه
- pir
- ساله
- مسن
- کهنسال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gammel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gammel"
عباراتی شبیه به "gammel" با ترجمه به فارسی
-
pir
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
من ... سالم است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن