ترجمه "garage" به فارسی

گاراژ, گاراژ بهترین ترجمه های "garage" به فارسی هستند.

garage noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاراژ

    noun

    Han er i den garage, som om intet er hændt.

    اون توي گاراژ ـه انگار هيچ اتفاقي نيوفتاده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Garage
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاراژ

    noun

    Du skylder mig stadig fem tusind for at overnatte på Garage de la bedste.

    من گمون کنم تو هنوز به من بدهکاري که تو گاراژ مادر بزرگم بودي Mohsen.s production.

تصاویر با "garage"

اضافه کردن

ترجمه های "garage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه