ترجمه "giraf" به فارسی
زرافه, شترگاوپلنگ, زرّافه بهترین ترجمه های "giraf" به فارسی هستند.
giraf
noun
common
w
دستور زبان
-
زرافه
nounJeg har aldrig set en giraf.
من هیچگاه زرافه ندیدم.
-
شترگاوپلنگ
noun -
زرّافه
-
زرناپا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giraf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Giraf
-
زرافه
nounسردهای از زرافهسانان
Jeg har aldrig set en giraf.
من هیچگاه زرافه ندیدم.
تصاویر با "giraf"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن