ترجمه "glat" به فارسی
hamvår, لیز بهترین ترجمه های "glat" به فارسی هستند.
glat
-
hamvår
-
لیز
adjectiveMen denne gang lavede vi et glat område
اما این بار یک سطح لیز را در مسیر او قرار دادیم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glat" با ترجمه به فارسی
-
شیرینبیان
-
شیرینبیان
-
ماهیچه صاف
-
گوبو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن