ترجمه "glimt" به فارسی

برق, فلاش بهترین ترجمه های "glimt" به فارسی هستند.

glimt noun verb neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برق

    noun

    Der var glimt over hele bygningen.

    بالاي ساختمون پر از رعد و برق بود.

  • فلاش

    Kun i korte glimt.

    فقط یه سری فلاش بک بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glimt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glimt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "glimt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه