ترجمه "grund" به فارسی

خاک, دلیل, سبب بهترین ترجمه های "grund" به فارسی هستند.

grund noun adjective verb common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاک

    noun

    Mange bygninger af træ, hø eller strå var sikkert gået helt til grunde.

    بسیاری از ساختمانهایی که از چوب، علف خشک، و یا کاه ساخته شده بودند با خاک یکسان شدند.

  • دلیل

    noun

    Og grunden til dette skyldes ikke den smarte kryptering.

    و دلیل این که انجام میشود، رمزنگاری هوشمندش نیست.

  • سبب

    noun

    Af den grund holdt jeg mig indenfor i flere uger ad gangen.

    این سبب میشد که من برای چندین هفته در خانه بمانم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grund " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grund" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grund" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه