ترجمه "grus" به فارسی
شن, سنگ مثانه, سنگریزه بهترین ترجمه های "grus" به فارسی هستند.
grus
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
شن
nounHele min højre side var flænset op, fyldt med grus.
تمامی سمت راست بدنم پاره شده بود، و پر از شن های ریز بود.
-
سنگ مثانه
noun -
سنگریزه
noun -
شنی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grus
-
شن
nounخاکش
Hele min højre side var flænset op, fyldt med grus.
تمامی سمت راست بدنم پاره شده بود، و پر از شن های ریز بود.
تصاویر با "grus"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن