ترجمه "guide" به فارسی

برنامه جادویی, راهنما, راهنمای گردشگری بهترین ترجمه های "guide" به فارسی هستند.

guide
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه جادویی

  • راهنما

    noun

    Hvis jeg nogensinde skal køre, med bind for øjnene, skal du guide mig.

    اگه من چشمامو ببندم ، تو تنها کسي هستي که منو راهنمايي مي کنه.

  • راهنمای گردشگری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "guide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "guide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه