ترجمه "guld" به فارسی

طلا, زر, طلایی بهترین ترجمه های "guld" به فارسی هستند.

guld noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    نوعی فلز واسطه ارزشمند

    Jern er hårdere end guld.

    آهن از طلا سختتر است.

  • زر

    noun
  • طلایی

    noun adjective

    farve

    Med Belsazzars død ophørte billedstøttens hoved af guld — det babyloniske verdensrige — med at eksistere.

    با مرگ بَلْشصَّر، سر طلایی تمثال این خواب، یعنی امپراتوری بابل، نابود گشت.

  • ترجمه های کمتر

    • زرین
    • مدال طلا
    • نشان زرین
    • ثروت
    • ثروت زیاد
    • جواهرات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guld " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Guld
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    Guld er mere værdifuld end jern.

    طلا از آهن ارزشمندتر است.

تصاویر با "guld"

عباراتی شبیه به "guld" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "guld" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه