ترجمه "gulerod" به فارسی

گزر, هويج, هویج بهترین ترجمه های "gulerod" به فارسی هستند.

gulerod noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزر

    noun
  • هويج

    Jenny og jeg var som ærter og gulerødder.

    من و جيني مثل هويج و نخود فرنگي بوديم.

  • هویج

    noun

    Kaniner kan lide gulerødder.

    خرگوشها هویج دوست دارند.

  • انگشت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gulerod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gulerod"

عباراتی شبیه به "gulerod" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gulerod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه