ترجمه "gummi" به فارسی

ابریشمی, کائوچو بهترین ترجمه های "gummi" به فارسی هستند.

gummi noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشمی

  • کائوچو

    noun

    Hun laster sikkert gummi.

    بی شک واسه کائوچو اومده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gummi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gummi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gummi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه