ترجمه "guru" به فارسی
گورو, گورو بهترین ترجمه های "guru" به فارسی هستند.
guru
-
گورو
Yankees hyrede engang en guru, der fik holdet på rette køl.
پدرم يه بار بهم گفت که يانکي ها براي تقوييت روحيه يه معلم مذهبي هندي ( = گورو ) رو استخدام کرده بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Guru
-
گورو
Mit navn er Guru Pitka, og jeg går med kyskhedsbælte.
اسم من گورو پيتکاست و من يه کمربند پرهيزکاري مي بندم
عباراتی شبیه به "guru" با ترجمه به فارسی
-
گورو نانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن