ترجمه "gylden" به فارسی
زرین, طلایی بهترین ترجمه های "gylden" به فارسی هستند.
gylden
adjective
noun
common
دستور زبان
-
زرین
adjectiveEn altopslugende, Den anden kronet med gyldne blomster.
یکیشان داشت دیگری را که تاجی از گُل های زرین بر سر داشت می بلعید
-
طلایی
adjectiveJeg forlader jer med fire gyldne regler, for de af jer der har en virksomhed, for kommerciel lyd.
چهار قانون طلایی در مورد صداهای تبلیغاتی بهتون میگم برای کسانی که کارهای تجاری میکنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gylden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gylden"
عباراتی شبیه به "gylden" با ترجمه به فارسی
-
پشم زرین
-
نسبت طلایی
-
چشمسفید طلایی
-
اسپیرال طلائی
-
نسبت طلایی
-
زرین · طلایی
-
شاخ طلایی
-
شاخ طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن