ترجمه "gynge" به فارسی

تاب, تاب خوردن بهترین ترجمه های "gynge" به فارسی هستند.

gynge verb noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب

    noun

    Barndommen skulle handle om gynger.

    ـ از اينكه روي بچه ها كار كنم متنفرم ـ دوران بچگي بايد همش تاب بازي كني.

  • تاب خوردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gynge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gynge"

اضافه کردن

ترجمه های "gynge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه