ترجمه "halvdel" به فارسی

نصف, نیم بهترین ترجمه های "halvdel" به فارسی هستند.

halvdel
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نصف

    noun

    Og du kan opbevare min halvdel, til jeg kommer tilbage.

    ميتوني نصف سهم من رو هم نگه داري تا من برگردم

  • نیم

    noun

    Den anden halvdel af kunderne vil gå fra få valg, fire gearskift, til 56 bil farver, mange valg.

    نیم دیگر مشتری ها از پایین ترین انتخاب يعني ۴ دنده به بالاترین انتخاب، يعني ۵۶ رنگ ميروند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halvdel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "halvdel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه