ترجمه "halvkugle" به فارسی
نیمکره ترجمه "halvkugle" به فارسی است.
halvkugle
Noun
w
دستور زبان
-
نیمکره
nounJohn Herschel kortlagde stjernerne på den sydlige halvkugle, og var medopfinder til fotografering i sin fritid, .
جان هرشل ستارههای نیمکره جنوبی را روی نقشه ترسیم کرد، و، دراوقات فراغتش، در اختراع عکاسی شریک شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halvkugle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "halvkugle"
عباراتی شبیه به "halvkugle" با ترجمه به فارسی
-
نیمکره جنوبی
-
نیمکره شمالی
-
نیمکره جنوبی
-
نیمکره غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن