ترجمه "hammer" به فارسی

چکش, چکّش, استخوان چکشی بهترین ترجمه های "hammer" به فارسی هستند.

hammer noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چکش

    noun

    værktøj [..]

    Ja, jeg ville ønske, jeg havde en hammer.

    آره ، کاش الان يه چکش دستم بود.

  • چکّش

    Som De sagde, er De en hammer.

    ، همونطور که گفتي تو يک چکّش هستي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hammer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hammer
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان چکشی

تصاویر با "hammer"

عباراتی شبیه به "hammer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hammer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه