ترجمه "handicap" به فارسی
از کارافتادگی, عجز, عدم قابلیت بهترین ترجمه های "handicap" به فارسی هستند.
handicap
-
از کارافتادگی
noun -
عجز
noun -
عدم قابلیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- مانع
- معلول
- ناتوانی
- نقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handicap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Handicap
-
معلول
adjectiveNogle må leve med „en torn i kødet“ i form af et handicap eller en alvorlig sygdom.
برخی معلول هستند و یا بیماری سختی را متحمّل میباشند و به این طریق «خاری در جسم» دارند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن