ترجمه "handling" به فارسی

عمل, عملیات, تشریفاتی بهترین ترجمه های "handling" به فارسی هستند.

handling Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمل

    noun

    فعالیت انسانی هدفدار

    Hvis vi har det samme ønske, vil vi undgå enhver besmittende læresætning og handling.

    اگر آرزوی ما نیز این باشد، از همهٔ تعالیم و اعمال آلوده برحذر خواهیم بود.

  • عملیات

    noun
  • تشریفاتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قباله
    • مراسم
    • مربوط به جشن
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "handling" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "handling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه