ترجمه "hare" به فارسی

خرگوش, خرگوش صحرایی, خرگوش صحرایی بهترین ترجمه های "hare" به فارسی هستند.

hare noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش

    noun

    Det samme gælder de skikke der følges ved påsketid, for eksempel brugen af harer og påskeæg.

    این مسئله در مورد رسوم عید پاک از قبیل استفاده از تخممرغ و خرگوش نیز صدق میکند.

  • خرگوش صحرایی

  • xargūš/khargush

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hare
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش صحرایی

تصاویر با "hare"

اضافه کردن

ترجمه های "hare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه