ترجمه "hast" به فارسی
عجله, سرعت بهترین ترجمه های "hast" به فارسی هستند.
hast
noun
verb
common
دستور زبان
-
عجله
nounDu sagde, din klients sag var følsom, og derfor denne hast.
شما گفتين که وضعيت موکل تون حساسه واسه همين عجله کردم
-
سرعت
nounDet kunne bevæge sig med lynets hast og uden videre skifte til den tværgående retning!
آن میتواند با سرعت نور حرکت کند و حتی گردشهایی با زاویهٔ قائم نماید!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن