ترجمه "havn" به فارسی

لنگرگاه, بندر, langargâh بهترین ترجمه های "havn" به فارسی هستند.

havn noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگرگاه

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Der er en lille havn ca. 800 m i sydlig retning over vandet.

    يه لنگرگاه کوچيک اونطرف آب نزديک به نيم مايل به سمت جنوب وجود داره.

  • بندر

    noun

    Sømændene ville derfor modtage budskabet om ødelæggelsen af deres elskede havn når de gjorde ophold på Cypern.

    از اینرو، ملوانان هنگامی که در قبرس توقف میکنند از سرنگونی بندر سرزمین محبوبشان آگاه خواهند شد.

  • langargâh

  • ترجمه های کمتر

    • بندرگاه
    • شهر ساحلی
    • پناهگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " havn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "havn"

اضافه کردن

ترجمه های "havn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه