ترجمه "helbred" به فارسی

بهبودی, تندرستی, حال بهترین ترجمه های "helbred" به فارسی هستند.

helbred
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبودی

    noun
  • تندرستی

    noun

    Og endelig blev de velsignet med et langt liv og et godt helbred og fik endda deres egne arvelodder.

    یَهُوَه به آنها عمر طولانی و تندرستی عنایت کرد. حتی منطقهای را به عنوان ملک مختص خود به ارث بردند.

  • حال

    noun

    Men hvad nu hvis man har et dårligt helbred, er kommet op i årene eller har familieforpligtelser?

    حال، ممکن است سلامتیمان رو به زوال گذاشته باشد، سن زیاد و یا مسئولیتهای خانوادگی زیادی داشته باشیم.

  • ترجمه های کمتر

    • سلامت
    • سلامتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helbred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "helbred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه