ترجمه "helium" به فارسی
هلیم, هلیوم بهترین ترجمه های "helium" به فارسی هستند.
helium
noun
neuter
دستور زبان
-
هلیم
nounعنصری با عدد اتمی ۲
Ved denne eksplosion sammensmeltedes brintatomer og dannede helium.
در این انفجار، اتمهای ئیدروژن با یکدیگر ترکیب شده هلیم را تشکیل دادند.
-
هلیوم
Nu opstår simple atomer af hydrogen og helium.
و حالا اتم های ساده ای نمایان شده اند از هیدروژن و هلیوم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " helium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "helium" با ترجمه به فارسی
-
هلیم مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن