ترجمه "hindring" به فارسی
مانع, بازماندگی بهترین ترجمه های "hindring" به فارسی هستند.
hindring
-
مانع
nounAlder er ingen hindring for at følge denne opfordring.
سن و سال نمیتواند مانع پاسخگویی به این فراخوانی بشود.
-
بازماندگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hindring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن