ترجمه "hjem" به فارسی
خانه, حبس, خانمان بهترین ترجمه های "hjem" به فارسی هستند.
hjem
noun
adverb
neuter
دستور زبان
-
خانه
nounTom fulgte mig hjem.
تام مرا تا خانه دنبال کرد.
-
حبس
noun -
خانمان
-
ترجمه های کمتر
- زندان
- محبس
- مسکن
- مقر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hjem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hjem
-
خانه
nounTom fulgte mig hjem.
تام مرا تا خانه دنبال کرد.
-
صفحه اصلی
تصاویر با "hjem"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن