ترجمه "hjerte" به فارسی
قلب, دل, مهر بهترین ترجمه های "hjerte" به فارسی هستند.
hjerte
noun
neuter
دستور زبان
-
قلب
nounیکی از اعضای حیاتی بدن
Det river i hjertet at vide, hvor dybt hun sårede dig.
قلب رو به درد مياره که ببينيم اون چقدر عميق بهتون آسيب زده.
-
دل
nounJeg kan ikke helbrede et knust hjerte.
من نمی توانم دل شکسته را درمان کنم.
-
مهر
nounDet var Paulus der havde oprettet menigheden i Filippi, og brødrene dér havde en særlig plads i hans hjerte.
پولُس در فیلیپی جماعت را برپا کرده بود. از این رو، مهر و علاقهٔ به خصوصی به آنان داشت.
-
ترجمه های کمتر
- مهربانی
- del
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hjerte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hjerte"
عباراتی شبیه به "hjerte" با ترجمه به فارسی
-
بیماری قلبی-عروقی
-
احیای قلبی ریوی
-
دل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن