ترجمه "hjul" به فارسی

چرخ, چرخ بهترین ترجمه های "hjul" به فارسی هستند.

hjul noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    Den er gal med hydraulikken ved det forreste hjul.

    برای هیدرولیک های چرخ سمت دماغه هواپیما یه اتفاقی افتاده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hjul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hjul
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    Hjulene på bussen kører rundt, rundt, rundt

    چرخ هاي اتوبوس مي چرخن و مي چرخن

تصاویر با "hjul"

اضافه کردن

ترجمه های "hjul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه