ترجمه "hjul" به فارسی
چرخ, چرخ بهترین ترجمه های "hjul" به فارسی هستند.
hjul
noun
neuter
دستور زبان
-
چرخ
nounDen er gal med hydraulikken ved det forreste hjul.
برای هیدرولیک های چرخ سمت دماغه هواپیما یه اتفاقی افتاده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hjul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hjul
-
چرخ
nounHjulene på bussen kører rundt, rundt, rundt
چرخ هاي اتوبوس مي چرخن و مي چرخن
تصاویر با "hjul"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن